ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

سرک می کشد دلم !

سه شنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۳۹ ب.ظ

توی وانفسای این همه تکرار ، دنبال نوستالژیهای دوست داشتنیم می گردم ... 

چند روزی است بهانه ای لِک لِک می کند گوشه صندوقچه ی قدیمی خاطرات . خیلی وقت است دستی روی قاب عکس های کهنه نکشیدم 

گناه روزمرگی ها نیست . تقصیر به گردن فراموش کردن ها هم نیست و حتی مشغول شدن به ترافیک کسب و کار هم نمی تواند دلیل باشد !

ساده ی ساده این که گاهی زور خاطره ها زیاد می شود ... آن قدر زیاد که سیل می شوند و همه ی متون اصلی را با خود می برند 

و آن وقت است که علی می ماند و حوضش !

این چند روز در مقابل این سیل تکراری مقاومتی ندارم . ماجرا دقیقا این است که سرک می کشد دلم !

می خواهم برایش احترام قائل شوم بی آن که حس کند بازی را به نفع او گرفته ام !!

این روزها دلم باور پذیرانه موضوعاتش را حلاجی می کند ...

طفلکی اما حق دارد خیلی زیاد ... به احترام این حق ، یکی از نوستالژی های دوست داشتنیم را رو می کنم 

خدایت بیامرزد هم دانشگاهی سال های دور و ستاره همیشه روشن آسمان ادب ... جناب آقا قیصر امین پور !

 با اجازه ی شما این غزل بشود ختم ماجرای این دلنوشته .  بی هیچ تلاشی صدای علیرضا افتخاری غزلت را جاودانه تر می کند استاد ...

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غم های دگر غیر از غم عشقت رها کن

تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن

خدایا بی پناهم ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است ببین غرق گناهم

دو دست دعا فرا برده ام به سوی آسمان ها
که تا پر کشم به بال غمت رها در کهکشان ها

چو نیلوفر عاشقانه چنان می پیچم به پای تو
که سر تا پا بشکفد گل ز هر بندم در هوای تو

بدست یاری اگر که نگیری تو دست دلم را دگر که بگیرد
به آه و زاری اگر نپذیری شکسته دلم را دگر که پذیرد

.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۵/۲۸
رهگذر

درد

نظرات  (۳)

۰۳ شهریور ۹۳ ، ۱۵:۰۷ شاگرد همیشگی
نمی دونم چرا همیشه برام اسم جناب قیصر برابر بود با این شعر:

حرف‌های ما هنوز ناتمام...تا نگاه می‌کنی:وقت رفتن استباز هم همان حکایت همیشگیپیش از آنکه با خبر شویلحظه عزیمت تو ناگزیر می‌شودآی...ای دریغ و حسرت همیشگیناگهان چقدر زود دیر می‌شودواقعا همیشه حسرت روزای خوب مدرسه رو می خورم
پاسخ:
اگه حرفی برات داشته که حسرت نداره با مرور خاطراتش تحت اراده ، خیلی اتفاقات خوب مرور میشه 
آدما ها هر چی بزرگتر میشن بیشتر متوجه خیرات گذشته برای پربار بودن آینده میشن و این وسط زمان حاله که باید هواشو داشته باشیم 
پس حال را دریاب ! که واقعا و "  ناگهان چقدر زود دیر می شود ... "
۲۹ مرداد ۹۳ ، ۱۴:۵۱ زهراء صادق منش
نکته جالبی که در مورد قیصر هست اینه که شخصیت آزاده ای بوده،برای همه هم حرف داره،عکس قیصر رو هم در انجمن شاعران ایران میشه دید هم روی دیوار شهرستان ادب!
شعرش فطرت انسان رو نشانه می گیره،به خاطر همین هیشکی نمیتونه جلوش گارد بگیره،یا نمیتونه فقط تو دسته بندی خودش قرار بده...
یک بار آقای سیار داشت از وقتی می گفت که در دانشگاه تهران قیصر برای اولین بار شعر "بفرمائید فروردین شود اسفندهای ما..."رو می خونده و او تند تند تو دفترش می نوشته،و می گفت اون موقع فکر نمیکردم این شعری که دارم می نویسم یک روز در صدر اشعار انتظار باشه...ولی قیصر بدون هیچ واهمه ای "شاعر انتظار" ه.

رحمه الله علیه...
پاسخ:
انصافا شاعر انتظاره ...
۲۹ مرداد ۹۳ ، ۱۳:۰۴ پرستوی مهاجر

..چو گلدان خالی‌، لب پنجره‌

پُر از خاطرات ترک‌خورده‌ایم‌

 

اگر داغ‌ِ دل بود، ما دیده‌ایم‌

اگر خون‌ِ دل بود، ما خورده‌ایم‌

 

اگر دل دلیل است‌، آورده‌ایم‌

اگر داغ شرط است‌، ما برده‌ایم‌

 

اگر دشنة دشمنان‌، گردنیم‌!

اگر خنجر دوستان‌، گرده‌ایم‌!

 

گواهی بخواهید، اینک گواه‌:

همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم‌!

 

دلی سربلند و سری سربه‌زیر

از این دست‌، عمری به سر برده‌ایم‌

 

قیصر امین پور



 :|

پاسخ:
انتخاب خوبی بود ...
متشکرم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی