ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

ارادتمندم ... استاد

دوشنبه, ۷ مهر ۱۳۹۳، ۰۸:۱۲ ب.ظ

چند شبی میشه که می خوام ازون واژه های ته دلی ردیف کنم با یک مهر تایید احترام و ادب و دعای خیر برای کسی که جدی جدی تنهای تنها زده به دل یک لشگر !

 شاید این روزا وصف حالش بیشتر بود و بهانه ی این عرض ارادت مهیا تر . اما واقعا باور خودم اینه که این مرد مردستان هنر تو اوج بی هنری آدمایی که اسم خودشونو گذاشتن هنرمند ! هنرمندانه جنگیده و منتظر هیچ دستت دردنکنه ای هم نبوده . البته که بارون جایزه هاش کلی افتخاره واسه سرزمین پر آرمان من و صد البته که کور شود هر آن که نتواد دید ، ولی با همه ی اینا هنوز بوی سوختگی دلش صحن و سرای هر دلی که به اسم انقلاب و امام و شهدا می تپه رو برداشته !

 بابت این همه حماسه های تصویری ناب ، تشکر من یکی به هیچ کجا نمی رسه الا به نظر و عنایت خدای همیشه ناظر . پس اول از همه یه دعای ته دلی حواله ی استاد هنرمند که خدا حفظت کنه جوانمرد ...

 

دلم می خواد خاطره ی خود استاد رو بنویسم که به نظرم رمز موفقیتشه .

یه بار ، خیلی سال پیش ازش شنیدم که تو سنگر، شاهد شهادت هم رزمش بوده و وقتی می خواد بیاد بیرون حس می کنه مچ دست اون بنده خدا روی مچ پای آقای حاتمی کیا گره می خوره . می گفت اون دستی که پای منو سفت گرفته بود واسم پیام داشت که حواست باشه حرف شهدا رو زمین نمونه ! البته آب و تاب ماجرا خیلی بیشتر بود و من خواستم اینو بنویسم که کار واسه شهدا هم حساب کتاب خودشو داره و هم هر چی خلوصش بیشتر باشه تاثیر و موندگاریشم بیشتره .


 واسه همینه که حاج کاظم آژانس شیشه ای می مونه و موندگاریش ، هم میشه نقل مظلومیت بچه های جنگ و هم نقل نامردیایی سینمایی و غیر سینمایی تو این وانفسایی که خیلیا معنی هنر رو تو قاب گیشه و فروش فیلم و چشم و ابروی هنرپیشه ها می دونن .

ازین که بگذریم یه سریم به اراجیف یه مثلا کارگردانی که اونور آب ، خوشی زده زیر دلشو و بغض چند ساله ش از نظام باز شده و حرفای نامربوط زده بزنم و به کیارستمی و امثالهم بگم :

جنگ اگه از نظر شما ها جنگ بی معنایی بوده حکایت معنا و مفهوم این همه عظمت گم نمیشه . برین دلتونو با خدا و اعتقادات نداشتتون  صاف کنین تا بفهمین جنگ با معنا و جنگ بی معنا چه فرقایی دارن !

هر چند امیدی به این جماعتی که خودشونو به خواب می زنن نیست ولی صدای آقای حاتمی کیا رو تو اختتامیه جشنواره ی مقاومت امسال نمیشه نشنیده گرفت که از رئیس جمهور محترم و اون وزیر نالایق ارشاد و معاونین ریز و درشتش خواست تا موضعشونو در مقابل حرف بی ربط کیارستمی تو انجمن دانشجویان اونور آب مشخص کنند.

 گرچه باید از درد ، سرمونو بذاریم بمیریم که قحط الرجاله و انگار نیست آدمی که به قواره ی وزیر ارشاد این مملکت بخوره اما خدا وکیلی یکی به این علی جنتی بگه سرتو مثل کبک نکن زیر برف ! هوا کاملا آفتابیه . ببین و بفهم ، آقای نفهم ! بابا جان قدر و قیمتی نداره مثل مهاجرانی ملعون بودن !

 آخر شم میرم سراغ چند جمله از درددلای استاد ، تو یه برنامه ی تلویزیونی همین چند روز گذشته که از مشت گذشته و خود خود خرواره :

من فیلم ساز با این اوضاع فاصله گرفتم از جامعه و می خوام رو به آسمان فریاد بزنم که

 ما اقلیتیم چون آرمانی حساب می شیم !

 صندلیای خالی  سینما گمراهمون نکنه نسل فیلم سازی که جنگ رو دیده باید حرف بزنه 

خدا به ما مقاومت بده که کوتاه نیایم !!!!

و دل من مچاله میشه که بعد سی و پنج سال یکی که این همه کاربلده باید اینطوری فریاد بزنه ... وای از جوابی که می خوایم بدیم 

با همه ی اینا ، دوباره به یاد چمران فیلم چ می نویسم "تا وقتی صدای اذان از ماذنه های شهر بلنده ناامیدی حرامه "

پس واسه انجام هر کاری که از دستمون برمیاد ، یا علی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۷/۰۷
رهگذر

غیرت

نظرات  (۴)

۲۴ مهر ۹۳ ، ۲۳:۱۸ جبهه ای که جدی نمی گیریم :)
سلام :)
خدا قوت 

عالی بود ...
خدا حفظ کنه آقای حاتمی کیا رو
از دیدن چ لذت بردم 
به جاش با دیدن فیلم هایی نظیر معراجی ها ... :|

کربلایی باشید
یا علی
پاسخ:
متاسفانه هنر ، جنبه ی خودشو می خواد که بعضیا فکر می کنن که دارن !!!
ممنونم از قدم رنجه ی شما

اِلهى! اِلى مَنْ تَکِلُنى اِلى قَریبٍ فَیَقْطَعُنى اَمْ اِلى بَعیدٍ فَیَتَجَهَّمُنى اَمْ اِلَى الْمُسْتَضْعَفینَ لى وَاَنْتَ رَبّى وَمَلیکُ اَمْرى...

خـدایا! به که واگذارم مى کنى؟! آیا به خویشاوندانى که از من بِبُرَند؟ یا بیگانگانی که مرا از خود دور کنند و گره در ابرو بیفکند و روی برگردانند؟ یا به کسانى که ضعف مرا می خواهند و خواری ام را طلب می کنند؟

حال آنکه تو خدای منی، وتویی کارساز و زمامدار من...

 

الهی!

اَشْکُو اِلَیْکَ غُرْبَتى...

مولای من! من شکوه از غربت و تنهایی و دوری ام را به دامان تو می ریزم، و در آستان تو می گریم...



کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات دست ما را برساند به دعای عرفات
موسی من تو به دنبال کدامین خضری؟ گوشه ی چشم تو ابری ست پر از آب حیات
خوش به حال شهدایی که نمردند هنوز که دلی دارند بشکسته تر از پیرهرات
پاسخ:
زمین تشنه است ... خودش می فهمد و آدم هایی که روی گرده اش سوارند ، انگار خواب خواب !
تمام آرزویم این که بلد باشم  ، بیدار زندگی کنم !
۰۸ مهر ۹۳ ، ۱۶:۲۱ بنده ی خدا
واقعا انشاالله که خدا به همه مقاومت بده کوتاه نیان !!ای کاش انجام بدیم کارایی که از دستمون برمیاد!!و  امیدوارم که همه باور کنن از جمله خودم که  تا وقتی صدایه اذان میاد نا امیدی حرامست!!!!!
پاسخ:
ان شاءالله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی