ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انقلاب» ثبت شده است

خیلی سعی کردم امسال این نقل ایستادگی را واضح تر روایت کنم. کار نوا نمایش کشید به این جا که بعد همه رجز خوانی های دانش آموزی به تفکیک مقاطع یک آوای هماهنگ مجتمعی هم در دستور کار باشد. آن چه که حرف را تمام می کرد چیزی نبود جز فریاد

مرگ بر آمریکا

شعاری که با قصه سردادنش، سال ها زندگی کردیم. پیش خودم فکر می کردم حالا دیگر با همه افتضاحاتی که در سطح دنیا رقم خورده نیازی نیست خودمان را به آب و آتش بزنیم تا جماعت دانش آموزی در قالب یک مراسم مناسبتی، زورکی بفهمد چرا مرگ بر آمریکا؟

و این نقطه قوت برنامه امسال بود.

اجرای این برنامه درست در فردا روزی که حضرت آقا به ترامپ ملعون فهماند که ایرانی تو را ریز می بیند و بیست و دو بهمن 95 حالت را می گیرد؛ دلچسب شد. حداقل دیدن شور بچه ها همین را می گفت. زمان مراسم که تمام شد، ازین که همه چیز سرجای خودش بود خدا را شکر کردم و بیشتر از این که باز هم فرصتی بود تا همراه رفقا، برای حدود 600 نفر حرفی بزنیم از جنس حرف مردمستان بصیرت!

الهی صد هزار مرتبه شکر


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۳۰
رهگذر

به یادسال هایی که بر و بچه ها را می بردیم راهپیمایی افتادم و حال و روز بچه های اون سال هایی که مربی بودم. به نظرم حال و روز این سال ها با وجود گذشت سه دهه در ذات متفاوت با آن روزها نیست. در حالی که به ظاهر شاید به نظر برسه اون روی سکه دیگه ظاهر شده باشه. قصه، قصه تکرار تازیخه و مثل همیشه قراره یه اقلیت همیشه پیروز به یه اکثریت همیشه شکست خورده غالب بشن حتی اگه دیگه مال زمین نباشن.

کم کاریای به عمد و غیر عمد آزارم میده. به خودم میگم واقعا اگه بچه های امرزو مثلا به یاد سیزدهمین روز آبان یا هر اتفاق مشابهی، همون حسی رو پیدا کنن که قبلی ها پیدا می کردن معجزه اتفاق افتاده. حضرت آقا بابت این که بعد این همه سال، خبری از ترسیم افشاگری ها تو کتابای درسی نیست، شاکین و واقعیت اینه که عمله باطل زرنگ تر و دقیق تر از ما دارن کار می کنن. ما سند داریم حال نداریم. اونا اونقده حال دارن که به داشتن یا نداشتن سند کاری ندارن. فوقش اینه که سه سوته سندسازی می کنن! به خودم میگم به دولت مرد جماعت که دیگه کلا امیدی نیست!! بازم دم این همه جوونایی که دست به دست میدن تا اتفاقای خوب بیفته، گرم. 

 واسه بچه های امروز، البته تعریف جنایت این دشمن غدار کار سختیم نیست؛ چون تو دنیا و جلوی چشم همه داره موج می زنه و اتفاق میفته. فقط می مونه به این که دلسوزای دغدغه مند یه حرکتی بکنن تا اقلا بعد این همه صدور انقلاب به اقصی نقاط عالم، یه ذره ش واسه خودمون بمونه!!! 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۵ ، ۱۷:۳۲
رهگذر

بعضی چیزا هیچوقت از اصل نمیفتن. حتی از اسب هم نمیفتن. با این که بعضیا همچین مطمئن حرف می زنند در باره از اسب افتادن و حتی از اصل افتادن اون موضوع خاص.

بعضیا عادت دارن فقط تو لحظه زندگی کنن. البته این که تو مسیر زندگی بی خیال چیزی که رفته و چیزی که نیومده باشیم یه حرف دیگه س و تو این بحث محلی از اعراب نداره! من میگم بعضی چیزا اصلا تو زمان نمی گنجن و شایدم واسه همینه که هیچوقت از اصل نمیفتن

امروز ... 12 بهمن 1394

نیاز به معرفی انقلابی نیست که هنوز نه از اصل افتاده نه از اسب

گیریم که بعضیا دلشون خوشه به یه سری تغییرات... خوش باشن طوری نیست.

اصل، هوای انقلابه که هنوزم دلپذیره 

هوا دلپذیر شد ... گل از خاک بردمید ...

سی و هفت سالگیت مبارک

دوستت داریم 

و عمرا بگذاریم حتی توی خیالات داخلی و خارجی از اصل بیفتی

ارادتمند: بچه های جزیره مجنون


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۵۳
رهگذر

ان سوال مهمه منه از تاریخ . ازون اول بسم الله یه چیزی همش تکرار شده . می دونم فلسفه نبرد حق و باطل باعث این تکراره ها اما تو کتم نمیره که چرا باوجود این همه تکرار بازم هیچی به هیچی . باباجان یکی از دیگران بیشتر می فهمه دلیل موجهی برای اعتماد کردن نیست ؟ و ازین بدتر چقد باید ثابت بشه که به حرف قافله سالار گوش ندی با کله می خوری زمین دمارت درمیادا ؟! 

آخه یکی نیست به این عقل کل !!!! بگه شما که هنوز نمی دونی فلسفه کربلای حسینی ایستادن در مقابل ظلمه نه بهانه ای برای تعامل ، بیجا می کنی میای کاندید میشی برای یک کار بزرگ ! بماند که مردم اگر بصیر بودن اونقده مصیبت نمی کشیدیم که حالا بعد چند سال بازم بوی گند اصلاحات بودار! بپیچه تو دماغمون 

خدایا میشه آمریکا رو درسته بدی به اینا برن اونور زندگی کنن دست از سر اعتقادات ما وردارن ؟!

انیم نمونه واضح حرف این پست مجازیه،که اتفاقا بیش از حد حقیقیه ...

رهبر معظم انقلاب 1393/7/15
"اینکه دم از مذاکره و گفتگو میزنند برای نفوذ است، عده‌ای در قضیه مذاکره سهل‌انگاری و سهل‌اندیشی میکنند 
و عمق مسائل را نمیفهمند، میگویند چرا با مذاکره با آمریکا مخالفت میکنید در حالیکه امیرالمومنین با زبیر و امام حسین با عمرسعد مذاکره کرد، امیرالمومنین و امام حسین در حرف زدن با زبیر و ابن‌سعد به آنها نهیب زدند و آنها را نصیحت کردند، 
بحث مذاکره به معنای امروزی نبود، مذاکره به معنای امروزی یعنی معامله و یک چیزی بگیر و یک چیزی را بده
آیا امیرالمومنین با زبیر و امام حسین با ابن‌سعد معامله کرد؟ 
آیا تاریخ را اینگونه می‌فهمید و زندگی ائمه را اینگونه تحلیل میکنید؟

روحانی 1393/7/30
"درس و پیام امام حسین (ع) درس برادری، وحدت، گذشت و قبول توبه از یکدیگر است

 و درس کربلا هم درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین می‌باشد....

در شب تاسوعا ... امام حسین (ع) خیمه‌ای برپا کرد و عمر سعد را به مذاکره دعوت نمود؛

 امامی که آگاه است که فردا او و یارانش توسط همین عمر بن سعد و یاران نادانش به شهادت خواهند رسید،

اما خواست که با دنیا اتمام حجت کند و از همین‌رو در آن شب، ساعت‌ها با عمر سعد مذاکره کرد،

تا نتیجه رویارویی آنان به جنگ ختم نشود


به این میگن تکرار یه تاریخ تکراری و جنگی بین فهم و نفهمی

بچه های جزیره مجنون اما، هنوز هم حواسشان جمع  نگاه فرمانده است

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۴ ، ۱۰:۲۱
رهگذر

امروز به روایت تقویم 21 بهمن ماهه و من در دنیای خاطراتم یاد روزی میفتم که متفاوت بود از همه ی روزهای عمرم .

این که در دیرترین ساعات شب سعی می کردم مواد اولیه ساخت کوکتل مولوتف ( بمب دست ساز ) را برسونم به دست انقلابی های سر کوچه ، هم عجیب ترین اتفاق زندگیم شد و هم حس خوب انقلابی بودن را برام حفظ کرد . البته که هر کسی به قواره ی خودش بیست و یک بهمن رو دید و باهاش زندگی کرد ، اما چون محله ی ما کنار پادگان نیروی هوایی بود ، حمله ی گارد شاهنشاهی به همافرای انقلابی برای هیچکس قابل تحمل نبود حتی برای منی که تو دوره ی راهنمایی خیلی هم نمی فهمیدم عمق مبارزه یعنی چی ؟! 

 اصلا شب بیست و دوی بهمن انگار هیچکس نخوابید !!! و حتما همین بیداری بود که طومار شاهنشاهی رو پیچید به هم . خوب یادمه که حکومت نظامی شده بود از چهار بعد از ظهر . فرمان امام که بابت شکستن حکومت نظامی رسید ، ملت ریختن بیرون و بعد چند ساعت مقاومت ، سلسله ی خائن پهلوی که از سال 42 ترک خورده بود تو سال 57 از هم پاشید و هزار تیکه شد . اونقد ریز که هنوزم بعد سی و شش سال داغ چسبوندن تیکه هاش به دل خاندان سلطنتی !!!! و اعوان و انصارش مونده و ازین به بعد هم می مونه .

غرض این که این قطار ، همچنان داره می ره . مقصدشم معلومه . مهم اینه کی پیاده میشه کی ادامه میده ؟

 دیدن برنامه های مستند از بازداشتگاه های زمان شاه ، تو روزایی که به بهانه ی دهه ی فجر تلبار مرزو خاطراته ، از وحشتناک ترین مستندای پخش شده س . وقتی آدم تو بعضی از مستندای بخش خبر ،سیر پیشرفت ایران رو می بینه دلش حال میاد . اما با دیدن مستندایی که حال و هوای تلخ آزار و اذیت رو به رخ می کشن حس بدی می خزه تو جون آدم . حسی مخلوط از ترس و غیرت . 


مستند آقای عزت اله مطهری ازون برنامه ها بود . باورش سخته یه نفر اینقده شکنجه بشه و بازم به اراده ی خدا زنده بمونه . تعاریف هم رزماش از کمیته ی ضدخرابکاری خیلی دلهره آور بود اونقد که به عنوان یه شهروند که بد جوری مدیون این همه تلاش و صبر همه ی مبارزینه فکر کردم یعنی اگه من تو اون شرایط بودم ، تحمل می کردم ؟ وا نمی دادم ؟ کم نمی آوردم ؟

اون روزای سخت و سیاه گذشت ، شکر خدا . روزایی که روایتشونو دارم تو فیلما می بینم یا از این و اون می شنوم . حالا ما موندیم و یه قطاری که هنوزم داره می ره ...

بعد سی و شش سال ، محکم تر از همیشه به خودم می گم :

حواست باشه کاری نکنی که از قطار پیاده بشی یا پیاده ت بکنن ! چون وقتی قطار  برسه به ایستگاه ظهور ، دیگه فرصت جبرانی نداری  . 

اونوقت خیلی بد میشه !! خیلی خیلی بد میشه ...


اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۲۷
رهگذر