ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اتفاق» ثبت شده است

طفلکی قلم اگر دچار سرگردانی شود...
گاهی فقط خیال می کنی واژه ها زورشان زیاد است و تو را هر وقت که خواستی به ساحل امنیت و ارامشی که دنبالش هستی می برند. اما آن ها هم اسیرند. اسیر دست قلم! تا اراده قلمیه رقم نخورد؛ روی هیچ پرده سفیدی نقشی نمی نشیند.
گاهی با قلم، راهی برای گریه و خنده و یا خشم و محبت، پیدا می شود و وای به وقتی که او هم نداند چه کند؟!
 گاهی حتی سکوت کردن را هم بلد نمی شود... انگار مدام باید حرف بزند و از اندیشه های تو و یا دیگرانی مثل تو دفاع کند.
قلم طپش دارد...
گاهی هم خسته می شود از تکرار ... انگار قهر می کند که ننویسد. حالش را که بپرسی فغانش از سرگردانی ها بلند است...





۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۴۴
رهگذر

به سادگی جدول ضرب نیست و حتی قابل حفظ کردن هم نیست اما نظم و قانون جدول ضرب را دارد !

و ازین بایت یعنی حتی برای روزمرگی ها هم می شود فرمولی را رعایت کرد تا

 درجا زدنی نباشند  

رو به سوی کمال بپرند

و البته پر پرواز هم بشوند

به گمانم برای هر کسی ثبت این تجربه ها سخت نیست ، بعضی اتفاقات بی اختیارند  ، قبول . ولی خیلی های دیگر هم قرینند با اراده و تصمیم آدم ها

مهم این است که :چپ نویس

شوق تغییر اتفاق بیفتد !

 شوق تغییر +امید به لطف الهی + همت والا = اتفاق خوب و مفید

چیزی که می شود حتی در روزمرگی ها پیدایش کرد . توی محیط کار و در زیر سقف خانه ها ، سر و کله ی روزمرگی زیاد پیدا می شود ، کافی است فرمول بالا را جدی بگیریم ، آنوقت خاصیت دو دو تا چهار تجسم عینی پیدا می کند  .

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۳ ، ۱۸:۵۵
رهگذر

چیزی که زیاده تو زندگی همین اتفاقای ساده و مرکبه که گاهی از کنارشون رد می شیم ، گاهیم کمی وایمیسیم و نگاهشون می کنیم !

واسه منم مثل بقیه ، روزمرگی ها پر از اتفاقای ساده و مرکبه و من امروز بایت یکی از ساده هاش خواستم که خیلی بیشتر از حد معمول وایسم و نگاه کنم ...

نگاه کنم به عمقش که برعکس سادگیش خیلی حرف داشت واسه گفتن . اتفاقی که حتما بارها و بارها افتاده و من شاید نخواستم وایسم ببینمش و یا اصلا ندیدمش .

امروز رسیدم به این که هر چیزی زمان خودشو داره و تا زمانش نرسه نمیشه که بشه . شاید به همین میگن تقدیر !

 و ما آدما اگه از اول اول همین اتفاقای ساده اعتماد کنیم به کسی که همراهه ، همیشه و همه جا ، اونوقت توقعات بی ربط نمیشه مانع جلو رفتنامون احتمالا . 

گاهی فکر می کنیم باید جز بزنیم تا بشه اما ...

اما من امروز برای چندمین بار فهمیدم جز بزنم یا نزنم اتفاق در نهایت سادگیش میفته و درست در جایی که توقعشو ندارم ! 

عجب حکایتیه زندگی آدمیزاد !

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۴۶
رهگذر