ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مقاومت» ثبت شده است

حدود دوساعت زیر فشار لمس یتیمی کشورت له می شوی. کم می آوری... بغض می کنی! حرص می خوری و دلت می خواهد همه ظالمان تاریخ را از سینه قبر بکشی بیرون تا نفرت این همه سال را بر سرشان خالی کنی! 

اما برای لحظه ای یادت می افتد که همین الان هم، جای اعوان و انصار شیطان روی گرده کشورت خالی نیست. هنوز هستند همان هایی که با آویزان شدن به دم غریبه ها ریاست می کنند! کسانی که انگار معنایی از یتیمی را در دایره لغت خود ندارند. خیلی بی غیرتند و تو در تاریکی سالنی که بی شباهت به تاریکی ندانم کاری ها نیست، حدود دو ساعت تمام بی غیرتی را تا عمق استخان خودت فرو می بری و در سکوت به قهر و انتقام فکر می کنی!

به کمک جادوی تصویر، ماجرای این تکه تاریخی، به پایان خودش نزدیک می شود و درست در لحظه ای که کمر همه زیر بار سنگین ذلت تا شده، شاهدی که ورق بر می گردد. علمداری می آید که بعدها می شود سالار خان تاریخ ایران. به اندازه دو ساعتی که با مردانگی هایش همراه شده ای، او را می شناسی وانگار که عمق باورت به ریشه های آزادگی و ظلم ناپذیری بازهم عمیق تر می شود. 

حالا اصلا حس یتمی نداری!

 دلت می خواهد بعد تیتراژ غرور آفرین پایان فیلم به افتخار همه مردان بزرگی که حافظ حمیت و هویت این آب و خاک بودند بایستی و فقط به احترام این غیرت ریشه دوانده در دل آن هایی که با شهادت و از جان گذشتگی و ایستادگی، متن حادثه را نوشتند و برای آن هایی که حماسه را به تصویر کشیده اند، فریاد بکشی هیهات مناالذله!

یتیم خانه ایران ، فیلم نیست! قطعه ای از تاریخ است که کشته شدن نه میلیون انسان بی گناه را بابت تحمل رنج های کمرشکن روایت می کند. همان روایتی که سال هاست با همت جرثومه فساد استکبار، انگلیس مزور، از خطوط تاریخ پاک شده است. این فیلم راوی ردپایی است از سبعیت بریتانیای حقیر در حق مردم شریف ایران.

الحق و الانصاف آفرین باید گفت به آن هایی که به دور از حاشیه های جنجالی، هنرشان را نذر این برهه تلخ و سخت از گذشته مردم رنج کشیده کردند و پنجره ای به روی این حادثه فراموش شده گشودند.تا دنیا بداند اگر امروز تفکر ایرانی، کابوس وحشتناک کفرستان غرب می شود به خاطر علمداری است که هرگز علم بر زمین نینداخته و نسل به نسل ایستاده است.

پ. ن:

 بعد از فیلم، بدجوری دلم می خواست دخل کسانی را که در اوج قدرت، خواب سرخم کردن جلوی کدخدا را می بینند،درآورم! 

و بعدتر این که به خاطر قدرشناسی نعمت امنیت و اقتدار،دیدن این فیلم و تشویق به دیدنش واجب است! الحمدلله علی کل نعمه

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۵ ، ۱۱:۵۶
رهگذر

جای ما امن است و دیگر ملالی نیست جز دوری شما ...

صحنه اول:

از منطقه که برگشت سرحال نبود. انگار که شهر به تنش زار می زد. می خواست همان جا بماند اما ...

فقط پای حرفش نشستم. سال نو را با دوکوهه گره زده بود و با کاروانی از مدافعین حرم که قصد حرم کرده بودند. 

صحنه دوم:

پیغامی روی صفحه تلگرام توجه مرا به خودش جلب کرد. نوشته بود؛ داعش در اصفهان!! اشتیاقی به خواندنش اما نداشتم. یکی دیگر از اعضای خانواده فایل تصویری را باز کرده بود. چند جوان سرخوش با لباس هاس مبدل، خودشان را جازده بودند به نام داعش. آهنگ مبتذلی روی تصویر بود و رقصیدن همان چند جوان سرخوش که یعنی داعش در اصفهان این چنین است!

صحنه سوم:

حرف های رفیقم را می گذارم گوشه دلم، راستی اگر مدافعین حرم قصد حرم نمی کردند، فرصتی برای سرخوشانی که داعش و حضور ننگینش را به سخره گرفته اند می ماند؟

صحنه چهارم:

و لابد اصلا مهم نیست به چه قیمتی؟ چرا و چگونه؟

مهم این است که حال ایران در میان شلوغ ترین منطقه کره زمین، خوب باشد. بی خیال حماسه سازی مدافعین حرم!!!!


و صحنه پنجم:

سال نو شد...جای ما امن است و دیگر ملالی نیست جز دوری شما ...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۵ ، ۰۸:۴۱
رهگذر

عجب تعبیر کامل و جامعی بود!

در تلاطم رقابت های نه چندان مثبت، بزرگمرد جهان اسلام، یک حرف حساب می زند و من هم یادمی گیرم که این همه هیاهو فقط یک پوسته است. پوسته ای که کم کم می افتد! مهم آن خون تازه ای است که به این بهانه در بدنه اصلی جریان پیدا می کند و جریان خون تازه همان و سرپا ایستادن همان.

حالا فکر می کنم بگذار، این جنابان خوش خیال که فکر می کنند دیکته نفوذ را بلدند، مشغول آخرین بحث های یخ کرده شان باشند و برای خلق الله پیامک مجانی هم بفرستند، مهم این است که فردا این امت سرحال، خون تازه را به بدنه انقلاب تزریق می کنند!

حالا می ماند دو آرزوی ته دلی:

اول این که اکبرشاه و دم و دستگاه بمانند در یک خماری غیرقابل انتظار تا یادشان باشد مردم روی حضور خارجی های زپرتی، حواس جمع تر ازین حرف ها هستند

و دوم یک رای بالای غیرقابل انتظار برای سه نفری که خوشبختانه منفور روباه پیر شدند! تا انگلیسی ها هم بدانند بعد این همه سال، امید واهی به همراهی ماهواره بین ها هیچ ثمره ای ندارد جز مکیدن سماق!!

اگر به لطف الهی هر دو تایش رقم بخورد جنس خون تازه خیلی طراوت بخش تر می شود برای آدم های اصیل بدنه انقلاب و اگر هم نخورد باز هم من یادگرفتم انتخابات در ایران یعنی جاری شدن خون تازه جلوی چشم بدخواهان.

تا کور شود هر آن که نتواند دید


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۴ ، ۱۶:۴۴
رهگذر

سال هاست که ایستاده و به همه آن چه که در دایره بزرگ دور و برش اتفاق می افتد نگاه می کند. من یکی از حاشیه های این برج بلند بودم در تمام این سال ها. از وقتی که فیلم تظاهرات مردمی 57 از قاب دوربین ها بیرون می زد تا الان که دوربینهای هلی کوپتری سعی می کنند همه جمعیت را بگیرند.

برج، حرف های زیادی دارد ...

شاید این شاهد قدبلند تنها موجود بی جانی باشد که سی و هفت سال است به نقطه هدف مردم تهران می بالد ... سال هاست همه مسیرها به میدان آزادی ختم می شود ...

پی نوشت مهم :

یکی نیت به این آقای اسمشو نبر که باشروع افاضاتش جمعیت فهمیدند باید کم کم به خانه ها برگردند؛ بگوید؛ منتظر کدام آزادی هستی که مدام و به هربهانه داد می زنی و می گویی پیش به سوی ایران آزاد؟!!

پی نوشت دوم و مهم تر از اولی: به آقای اسمشو نبر باید این را هم گفت که از شعار مقدس "من انقلابیم" استفاده نکن؛ نه انقلابی ها باورت می کنند و نه تو قواره این حرف هایی ... بگذار تحملت کنیم تا تمام شوی!

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۰۵
رهگذر

از نسب که چیزی برنیامد...!

دنیا اما نام حضرت روح الله را با فرزندان سببی اش شناخت ...

به برکت این سببی هاست که این روزها، نمره مقاومت خیلی ها 20 می شود ...

و به خاطر همان حرمت خون و ایثار است که انقلاب خمینی در قالب مرزها نمی گنجد ...

جهان جغرافیای انتظار شده و تاریخ فصل بیان ایستادگی ها...

دیروز انقلاب اسلامی ایران بود و امروز انقلاب اسلامی جهان ...

حالا مقاومت از سد ظلم دشمنان دین گذشته است ...

و امروز، چه بسیارند آن هایی که می دانند اقتدا به حسین، طعم شیرین شهادت دارد...

جزیره مجنون، نصف النهار نمی شناسد

به همه هم انقلابی ها ... سلام



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۴ ، ۱۶:۲۰
رهگذر

آخرش دیدی که تعبیر شد؟!

فکرش را هم نمی کردی ؟ نه؟ فکر نداری که بکنی ! همه بدبختی دنیا به ویژه آن قسمت هایی از دنیا که سر و کله توی بی فکر پیدا می شود سر همین فکر نکردن هاست. کلا اهل توهّمی و توهّمت را فکر کردن فرض می کنی بی کله ابله!

 حال و روز تو که مشخص است حال و روز نوچه هایت هم. می ماند حال و روز آدم هایی که این وسط قربانیند و برای تو و هم پیمان های کثیف تر از تو می شوند پله، مثلا برای ترقی و حرکت به سمت جهان آرمانی !!!

زرشک!

 آهای استکبار از هم پاشیده، این کلمه یک دنیا حرف دارد،

حالا با نفوذ داعشی های خبیث که بچه های نامشروع تو هستند، غرب هم که مثلا جزیزه امن تو وهم پالگی های تو بود،آلوده شده و عنقریب است که صدای مردم این دیار را هم درآورد !!

ما که می دانیم کشتار پاریس هم جزء بازی بود،چیزی شبیه همان برج های دوقلو . ما که می دانیم نقشه های سوخته و لو رفته ات دیگر توان بستن دهان دنیا را ندارند و ما این را هم می دانیم که خواب های آشفته ات بی تعبیرند . گورت را گم کن استکبار از هم پاشیده!

این وسط خاک بر سر نفاق که حتی گاهی در عرض تسلیت به این و آن هم راه را اشتباه می رود و گافی می دهد بزرگ!!

داعش عددی نیست ولی خط کش خوبی است برای اندازه گیری آشفتگی خواب های تو و آن هایی که خواب تور را می بینند، پدیده استکبار!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۴ ، ۱۵:۴۴
رهگذر

در روزهایی که به نام حماسه حسینی دلمان پر از غیرت می شد و می خواستیم بزنیم به دل این حرامیان شب پرست داعشی که مثل زالو چسبیده اند به اماکن مقدسه، یک عکس رسید به دستم که هم دلم را خنک کرد و هم سوزاند . خنک از آن بابت که هنوز مدافعان حرم هستند و روضه هایشان را آنطور که باید می خوانند و سوختن از آن رو که نکند جا بمانم از قافله . این عکس، خودش کلی ماجراهای گفتنی به همراه دارد ...


ما آرزومندان چای روضه ایم     از ما بهتران در حریم حرم چای می خورند!

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۴ ، ۱۸:۲۰
رهگذر

قامت رعنای کشور من قرن هاست که زخم برداشته و شاید بیش از همه به خاطر این که به نام شیعه می بالد

عجیب کینه ای است این که نخواهی نامی از علی و دوستدارانش بماند به هر قیمتی 

این روزها ایران اسلامی بازهم زخمی سربلند دوران هاست ... زخمی همان کینه عمیق

و چقدر نادانند که هنوز هم نفهمیده اند این جاری دریا جاری خواهد ماند حتی اگر محکم ترین سدهای عالم جلویش را بگیرد 

عدو سبب خیر شد و این روسیاهی چند جانبه به ذغال ماند!

ننگ و نفرین که جای خود ، اف دارد این روزگار بی مراد که سواری گرفتن هایش ازآن بی لیاقت هاست 

اما خیالی نیست ... این زخم هم خوب می شود فدای سرارباب تشنه لب ...

اندکی صبر، سحر نزدیک است ...

اللهم ارزقنا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۴ ، ۰۹:۰۶
رهگذر

شب و روز که معطل ما نمی مونن اونقدم سرعت رفت و آمدشون زیاد شده که کلی عقب می مونیم از فرصتایی که میشه کاری کرد و ...

دنبال بهانه نمی گردم . واقعا اینجوریه که اگه بخوای مدیرتش کنی میشه شاید کمی سخت !

چندروز پیش حضرت آقا در مورد بزرگداشت اتفاق هایی که توی شهریور افتاده صحبت کردن و اشاره داشتن به این که نباید راحت از کناراین حوادث گذشت اونم بخاطرنسل جوونی که چیزی نمی دونه . حالا که روزای آخر شهریوره و سرعتشم داره کولاک می کنه خواستم از همون اتفاق ها بنویسم . مثلا از روز هفدهمش تو 36 سال پیش ! روزی که من هنوزم صدای هلی کوپتررو تو آرشیو گوشم دارم! سرلشگر ناجی ملعون که از آدمای کثیف ارتش شاهنشاهی بود بعد تجمع مردم تهران تو میدون ژاله که بعد انقلاب شد میدون شهدا، نشست تو اون هلی کوپتر کذایی و از بالا شروع کرد به مهار کردن قیام . البته بعد از این که کلی ارتشی نامرد رو زمین دست به اسلحه شدن. به قول یه نسل سومی،وقتی ارتش یه کشور رو مردم اون کشور دست دراز کنه یعنی فاتحه...

اونروز خیلیا رفتن جدی جدی کف خیابونا پر از خون بود شایدم به برکت این وایسادن غیرتمندانه بود که موج انقلاب تو شهرای دیگه پیچید . هفده شهریور یکی از روزای خداست که فقط خدا می دونه چی گذشت بهش و چه برکاتی داشت این ایستادگی

حالا بعد این همه سال از کنار این همه نشونه گذشتن ، بی تفاوت بودن و متاسفانه به عمد ندیدن یعنی چی ؟! کاش اونایی که تو دسته سوما یادشون بیفته انقلاب یه سیر تاریخی مخصوصو خودش داشته . زیاد دیدیم که دشمناش باسیل رفتن حالابه هربهانه ای ...

بهانه ی این آخری ها، برجام !!!

لطفا به خاطر بسپارید ما هوز هم از اهالی جزیره مجنونیم ... از اهالی خیبر

یاد همه باشد که باور حضرت آقاباورماهم هست:

بر خلاف تصور و تحلیل‌های جبهه استکبار،

 نظام جمهوری اسلامی امروز نه تنها در شرایط شعب ابی طالب نیست 

بلکه در شرایط بدر و خیبر قرار دارد  90/10/19

این جا ... طلائیه ! نماد مقاومت های خیبری !

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۱۱
رهگذر

دیروز تو گرمای راهپیمایی روزقدس که هم هوایی بود هم زمینی یه نمایشگاه کوچک هنری برای دقایقی سرمنوهم گرم کرد . یکی از پوسترایی که تو دیدرس مردم بودخیلی فریاد می کشید !

هیچی برای گفتن وجود نداره چون تصویر به اندازه ی کافی داد می زنه!

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۴ ، ۱۸:۰۷
رهگذر