ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۷ ثبت شده است

ساده و پرشور حرف هایش را زد. مثل همیشه. با این که اولین شب محرم بود شلوغی چشمگیر محله امام صادق علیه السلام قوت جان و روح را بیشتر می کرد. خدا را شکر کردم و خدا خودش برای حسینش می کند آن چه را که باید.

میان همه حرف های حاج آقا پناهیان که دل آدم را قدم به قدم گره می زد با شور و شعور محرم، یک نکته زمین گیرم کرد. شب اول محرم یادگرفتم کاری برای حسین بکنم! حتی به جفت کردن کفش عزادار. مثال ها آن قدر ساده و شدنی بود که فکر کردم نوکری ارباب فقط یک یا علی می خواهد. چرا باید منتظر یک کار بزرگ ماند؟ کار برای حسین اندازه ندارد.




۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۳۶
رهگذر

به بلاتکلیفی های آخرالزمان این یکی را هم باید اضافه کرد. عجیب چیزی شده رفت و آمدهای هرازگاهی خانواده. شاید معنای صله رحم کلهم تغییر کرده باشد. حال رفت و آمدهای ما خیلی هم خوب نیست. دوراهی که چه عرض کنم گاهی چند راهی جلوی پا سبز می شود و این اجبار انتخاب بدچیزی است.

باید میان جمع باشی و نباشی!

این هم از سخت ترین های روزگار است. آدم ها فاصله را انتخاب می کنند و کم کم جذب چیزهایی می شوند که به این فاصله عمق بیشتری بدهد. درد از جایی شروع می شود که میان جمع بنشینیم، گفتگو کنیم، بخندیم، خوش باشیم و تا آخرش هم نفهمیم این کار درست بود یا غلط؟!

گذشته روزگای که جمع خانواده یکدست بود و حالا همین فاصله ترک انداخته میان جمع. منتها بلاتکلیفیش سخت تر است. بالاخره صله رحم با این شرایط گوگوری مگوری نچسب،آری و یا این که صله رحم کلا خیر؟!

و لابد در صورت مثبت بودن جواب کلی تبصره را باید رعایت کرد.

کاش دوباره همه چیز یکدست می شد. کاش مجبور نبودیم تحمل کنیم و به رویمان نیاوریم و کاش می دانستیم تکلیفمان چیست؟

با جمع بمانیم و یا دور دنیای خودمان خط بکشیم که کمتر خط خطی شویم.

خدایا... فرج!

هر چند اگر زندگی کردن را بلد باشیم فرج تحقق پیدا می کند!


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۰۰
رهگذر

کوچک شده بودم!
خیلی بیشتر از آن چه به فکرم می رسید.

ظاهر امر که تمام شد، دلم را جاگذاشتم و خودم مجبور شدم دوباره با پوستی کلفت برگردم به شهر و به جاذبه هایی که حالم را بد می کنند.

حالا... دوباره دنبال تکرار کوچک شدنم می گردم.

گاهی بزرگ شدن راهی جز این ندارد که به جای خودت و به جای همه آدم هایی که واژه آدم برایشان سنگینی می کند!! فقط انسان را ببینی.

انسانی که در هیچ تنگه ای اسیر نمی ماند!

به تنگه ابوقریب فکر می کنم و به انسان هایی که دیدنیند!! باید فهمیدشان. پای قاب تصویر این فیلم، فهمیدن را تمرین کردم که کوچک شدم!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۵۷
رهگذر