ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

مادربزرگ ست تاپ باکس ندارد !

دوشنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۰۶ ب.ظ

امروز یک کار متفاوت کردم . جمع شدن سه نسل کنار هم گرچه برایم تازگی نداشت اما به غیر از بوی بارگذاشتن کله پاچه ی دور و نزدیک ، شرایطی را پیش آورد که خیلی جدی به آخر آدمیزداد فکر کنم  و کمی هم بترسم !!

مادربزرگ با عصا به سختی راه می رود  . اما خوشحالی دیدن فرزندانش را خیلی خوب فریاد می زند . از هیمنه ی شاهزادگی هایش در سال های دور چیزی نمانده . اصلا دوست ندارد کسی ضعف جسمانیش را لو بدهد . پیش خودش خیال می کند هنوز هم هدایتگر رتق و فتق امورات منزل است . دخترها خوشحالند از این که فرصت سرزدن و احوالپرسی قسمتشان شده و مادر بزرگ یواشکی به فکر انتهای روز  است که با سرخوردن خورشید دوباره باید تنهایی هایش را غزل کند و در خلوت خودش بخواند .

 در میان آن جمع کوچک من هم  لابلای هم نشینی ها ، دنبال عقربه های ساعت می دوم تا حرکت کند و کسل کننده ی آن ها را به زور هم که شده تند کنم . دلم برای صفای خانه ی مادر بزرگ حسابی تنگ شده . بعد رفتن آقاجان خدابیامرز ، دل و دماغ از توی این خانه ی بزرگ اما خلوت و آرام رخت بسته بود و البته انگار برای دیگران خیلی هم مهم نیست. شاید هم کسی توان عوض کردن شرایط را نداشته و ندارد !

توی این سال ها ، از مجموعه نوه ها کسی راهش را کج نمی کند تا دمی در ساحل این خانه ی تکراری کاری بکند کارستان . این روزها همه مشغولند و دل مشغولی ها اگرچه یک شکل اما برای هرکس سازی متفاوت را کوک می کند . مگر این که  صدقه سر اتفاقی ، سفره ی بزرگی پهن شود و دعوتی و ناهار جمعه ای و قس علی هذا . 

مادر بزرگ نمی خواهد زیر بار تنهایی برود گرچه زور تقدیر بیشتر از این حرف ها ست .

 با خودم فکر می کنم کارمان از نقض قانون صله ی رحم گذشته و بدجوری توی لاک خودمان فرو رفیتم . طفلکی مادر بزرگ فقط دلخوش به قاب پنجره ای است که در یک عصرانه ی کاملا تکراری ، نگاهش را به رفت و آمد اهالی ساختمان بدوزد و دل خوش کند به فردایی که شاید یکی سراغش را بگیرد .

زندگی مادر بزرگ یک چهارچوب پادگانی دارد . وارد این محدوده که بشویم باید سر ساعت مقرر بخوریم و بخوابیم و کمی هم بگوییم و بخندیم . زندگی مادربزرگ هیچ شباهتی به زندگی امروزی ها ندارد . شاید همه چیز تقصیر این تفاوت است برای این که مادر بزرگ حتی ست تاپ باکس هم ندارد !!!



موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۳/۲۶
رهگذر

صله ی رحم

نظرات  (۱)

۱۰ شهریور ۹۳ ، ۱۴:۱۶ شاگرد شما و شهدا
یادش بخیر
تو اوج بچگیم اذیتش میکردم و تنها حرفی که بهم میزد این بود که یه روز دلت میسوزه ولی من نمی فهمیدم و عصاش رو قایم میکردم  و اونم لنگون لنگون می رفت دنبال عصاش ولی حالا که ندارمش می فهمم یه روز دلت میسوزه یعنی چی ....
خدا همشون رو نگه داره 
پاسخ:
هر چند نمی دونم برای کدوم مادر بزرگ مهربون باید طلب علو درجات بکنم چون نوه شو نمی شناسم !!
 اما خدا همه ی مادر بزرگای مسافر رو ببخشه و به همه ی اونایی که هنوز اهل زمین هستند سلامتی و توفیق بده

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی