ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

غیرت

شنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۳، ۰۷:۰۳ ب.ظ

چند روز مانده بود تا عملیات بدر ، جایی که بودیم از همه جلوتر بود . هیچ کس جلوتر از ما نبود ، جز عراقی ها .

توی سنگر کمین ، پشت پدافند تک لول ، نشسته بودم و دیدبانی می کردم دیدم یک قایق به طرفم می آید . 

نشانه گرفتم و خواستم بزنم ، جلوتر آمد دیدم آقا مهدی است !


نمی دانم چه شد . زدم زیر گریه از قایق که پیاده شد دیدم هیچ چیزی همراهش نیست ... نه اسلحه ای ، نه غذایی ، نه قمقمه ای !

فقط یک دوربین داشت و یک خودکار ...

از شناسایی می آمد پرسیدم  : چند روز جلو بودی ؟!

گفت : گمونم چهار ... پنج روز !!


پی نوشت : 

باید از اول قید می شد که ماجرای این خاطره چیست ؟ قسمت بود ته چین درست کنم و بنویسم که دفتر جالبی هدیه گرفتم امروز که خیلی چسبید . اول از بابت عکس سردار بدر که با چشم های نافذی به یادم می آورد ما با غیرت رفتیم شما با غیرت بمانید ! و بعد هم بخاطر تحسین گام فرهنگی در تولید دفاتر ارزشی برای جایگزینی نوشت افزار غرب زده !

دستشان درد نکند . این خاطره هم پشت نویس همان دفتر هشتاد برگی بود که شد یک حجت دیگر برای این که یادم نرود وامدار چه ارزش هایی هستم و پاسبان چه ارزش هایی باید باشم ...

روح سردار بدر و همه ی شهدا ، مهمان سید الشهدا

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۳/۰۶/۲۲
رهگذر

غیرت

نظرات  (۲)

چه مردای مردی مثل باکری پر از شور اروندو کارون شدن!!!خدایش رحمت کند اقا مهدی مراقب اخرتش بود خدا هم دنیا را ذلیلانه پیشش اورد
پاسخ:
و خداست که حجت خویش را کامل می کند ...
۲۲ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۴۱ زهراء صادق منش
پس شما عملیات بدر هم بودید خانم معلم؟!رو نکرده بودید! :)))))
پاسخ:
اللهم ارزقنی ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی