ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

کلمات متقابل یا تکانه های فکری ؟

دوشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۲۲ ب.ظ

تو داستان فضیل عیاض که دزد قهاری بوده ، گفتن یه بار واسه دزدی از بالای دیوار خانه ای میره بالا که اون وسط می شنوه صابخونه داره قرآن می خونه :

الم یعلم بان الله یری ؟!

بعدش انگار فضیل از همون بالای دیوار می ره تو خلوتی که بهش نیاز داشته بعد هم میشه یه عارف تمام عیار ...

اصلا کاری به صحت و سقم این روایت ندارم ولی ازونجایی که به ما یاد دادن که

 به جای توجه به گوینده به حرفی که می زنه فکر کینم ، فکر می کنم که دور و بر ما پر از تکانه های فکریه ! پس چرا عادت کردیم بخونیم و بشنویم و حتی بنویسیم و بعدشم همونی باشیم که هستیم !

دم این جناب عیاض گرم که بعد یک تکانه ی فکری کلا منفجر شد و از تو قالب قبلیش درومد !

تو روزگار ما سر همه گرمه به این همه نرم افزار جور واجور . اونایی که خیلی مثبت بینن و نمی خوان فرصت قهرمانانه در فضای مجازی رو از دست بدن ، می گن باید بمونیم تا دشمن بفهمه ما هستیم !

و من دلم می خواد از شون بپرسم تو این موندن دشمن میخ کن ! تا حالا چند تا تکانه ی فکری رد کردی و هیچی به هیچی .

کارمون شده ارسال متن و عکس جالب به دیگران و در یافتش از دیگران . فوق فوقش کمی هم متعجب بشیم یا ذوق کنیم یا بریم تو فکر . بعدش چی ؟!

خداییش ، کم منبع فکری دور و برمون هست ؟ که باید روش متمرکز بشیم و کلی حرف از توش دربیاریم و بعدشم بریم سراغ عمل به خوب ترین هاش !

من الان دارم تو فضای مجازی پیغام می ذارم . باهاش بیگانه نیستم اصلا عصای دسته تو این دوره و زمونه ، همه ی اینا قبول اما یادمون باشه فقط نشیم یه مشتری ساده !! گاهی وقتا این وقته که داره میره با کلی رد و بدل حرفای خوب !!

زیر نویس :

و فرض بر این است که ما که اصلا تو انتقال جفنگیات تلاشی نمی کنیم ! هرگز مباد !!


بعدِ زیر نویس :

تو عالم ادبیات فصیح و بی کرانه ، همینطوری برخورد کردم به کلمات متقابل . کلماتی که شبیه هم نوشته میشن یا تفاوت یه حرف ، استفاده ی روزانه هم دارن اما دنیاشون خیلی متفاوته از هم .

داشتم فکر می کردم مطالعه و واکاوی تو دنیای واقعی هنوزم یه چیز دیگه س . اقلش این که یه چیزی می ماسه به وقتی که گذاشتیم . یه دقیقه فکر به این سه تا متقابل ، شاید بشه فرصتی واسه تامل و تدبر . شاید ...

وابسته و وارسته ، شناگر و شناور ، جهان بین و دهان بین 

ازینا که زیاده . من می خوام ماهی خودمو از آب بگیرم که موضوع واسه فکرِ تبدیل شونده به عمل بسیار است . 

خدایا مددی .

و مساله این است ، بودن یا نبودن !

آیا این تصویر ؟

و یا آیا این تصویر ؟


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۱۱/۲۷
رهگذر

فکر

نظرات  (۲)

۲۹ بهمن ۹۳ ، ۱۹:۳۴ طوفان واژه ها

سلام استاد خسته نباشید ...مثله همیشه نوشته هاتان سرشار از خلاقیت بود و مثله همیشه آدمو وادار می کرد که فکر کنه... راستش مسئله بودن را  فکر می کنم باعکس اول سازش جور باشد ... دنیای به قول آنها تکنولوژی امروز مثله خوره ای می خورد تمام آنچه را جمع کردیم در صفحات کتاب هامان ... اما نبودن این دنیا می رسد به اینکه همه چیز شده رایانه و دیگر نیست کتابی که ... برگه زدن کتاب هامان هم اینتر نتی شده ...اما به نظرم  شاید زیاد بد هم نباشد ... با نگاه طبیعت دوستانه نگاه کنیم درختانمان را حفظ کرده ایم..اما به نظرم هر جایی و هر چیزی خطر خودش را دارد ... وسیله را بدهیم اما خطراتش را هم یاد آوری کنیم ...  ما هم به روزیم و منتظر نظرات ارزشمند و سازنده همیشگیتان

پاسخ:
ممنون م و دعا گو
به روی چشم ، سر هم می زنم البته از نوع دید و بازدیدش
حق باشماست...امروز بیشتری ها مشتریند تااینکه نکته ای ازین دریا نشردهندتاکمی به درد بخورد و بدتر از آن چیزهایی که خریده میشوند ارزش رد شدن هم ندارند..چه رسد به خرج کردن!!آن هم خرج وقت وفکر...ولی حراج شده این روزها...قوه ای که قابلیت بهترین هارا دارد...حراج برای چیزهایی که نشاید،و البته نباید!!
ولی به نظرم همه مسئله، بودن یا نبودن نیست...که چگونه بودن مهم است و چگونه ماندن مهمتر!!
بعد از تلاش برای تمرکز روی کارهایی که به جلو میبرندمان، امیدمان به خودش که "اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا..."

پاسخ:
واقعا ، امین یا رب العالمین

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی