ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

طلائیه ی کوچک

سه شنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۶:۲۱ ب.ظ

چند روز پیش برای اولین بار ، قسمت شد به زیارت مهمان های گمنامی بروم که اتفاقا از همه ی آدم های شهر آشناترند .

بالا که رسیدم چند تا پله بود تا نزدیک مزار خوشبخت ترین آدم های این سرزمین . قبل این که گذر پله های کوتاه را رد کنم و کنار بستر ارامش شهدا آرام بگیرم ، چیزی حواسم را پرت کرد . باد حسابی پاپیچ پرچم های دور و بر منطقه شده بود . برای لحظه ای احساس کردم در مسیر بادهای طلائیه ایستاده ام از همان نسیم های رحمتی که راویان جنوب می گویند کلی فایده دارند و تبرک شهدا را به جانمان می نشانند .

دلم به هوای طلائیه رفت . 


آهسته و با احترام از پله ها گذشتم و کنار پنج قبر مطهری که به موازات  هم خوابیده بودند زمین گیر شدم . اولین سنگ قبری که بهانه ی شروع زیارت بود باعث شد تا حال و هوای جزیره ی مجنون در ذهنم تقویت شود . روی سنگ نوشته بود 20 ساله ، محل شهادت عملیات خیبر ، جزیره ی مجنون 

واقعا طلائیه ی کوچکی بود که در منتها الیه غرب تهران ، دل های تنگ روزگار دفاع را به خود می خواند . میان هوهوی باد ، سکوت بود و حرف های ناگفته ای که انگار دوست داری سربسته بمانند . نعمت حضور این مهمان های همیشه آشنا در جای جای این خاک حرفی از همین جنس دارد . خدا را سپاس که حتی تکه استخوان ها هم وسیله می شوند تا ما استخوان سبک کنیم ... 

این جا کوهسار ... مزار شهدایی که غریبند اما سنگینی غربت در روزگار بی معرفتی ها را از شانه هایت می گیرند. چقدر خوب که هستند !

روحشان شاد 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۲۲
رهگذر

غیرت

فاتح

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی