ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ذکرش به خیر باد !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

بدون تو هرگز ...

چهارشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۳۶ ق.ظ

برای من یکی نمی شود نسیم مهر بپیچد توی مشامم و من بی خیال آمدنش بشوم. بشایدبرای منی که لای تکرار دست و پا می زنم و بلد نیستم متن بی غلط زندگی را بنویسم، اتفاق نو و خاصی نیفتد اما برای پارک بغل دست خانه، آسمان بالا سر و آفتابی که از درز پنجره ولو می شود توی آشپزخانه، مطمئنا فرق می کند. این را ولی یقین دارم که از وقتی خاطره ها نشسته اند توی ذهنم و من می توانم بشمارمشان پاییز را دانه درشت حساب کردم. یک جورایی زیباتر از بهارحتی !

گرچه این خدایی که به حکم عرفه باید بشناسمش و خیلی هم اصرار دارد اول خودم را بشناسم، یک استاد چیره دست است درانتخاب و ترکیب رنگ. اما آن چه قسمت نگاه من می شود از طیف نارنجی و ارغوانی و قهوه ای چیز عجیبی است. تازه باید سبز را هم اضافه کنم برای تن پوش درخت هایی که هیچ رقمه زیر بار رنگ دیگری نمی روند . اصلا شاید اول تفاوت بهار و پاییز در مسابقه رنگ بازی همین تنوعش باشد.

بازی های آسمان پاییز هم که جای خود. نسیمش بدجوری خنک می شود آنقدر که حالت مورمور می آیدبه سراغ سرشانه ها وکم کم بدت نمی آید یک بالا پوش نه چندان کلفت به قوراه ات اضافه کنی تا درامان بمانی از همان سوز معروف مرموز !

آبی آسمانیش هست با انبوهی ازابرهایی که طیف رنگ هایشان میان طوسی کمرنگ و پررنگ درگردش است. خورشیدش همان خورشید همیشگی است مضاف براین که درجه دمایش را کشیده پایین. حالا خوشمان می آید کمی هم ولو شدن رازیر همین بارش کمرنگ آفتاب تجربه کنیم.

از باران هایش که نمی شود گذشت. مستمر می آیند قطرها. ریز و سبک ، گاهی هم تند و شلاقی . بارش اما زیادتر از هر فصل دیگری روزی زمینی های مهمان پاییز می شود. بوی نم خاک مخلوط با خنکایی که نمونه اش را هیچ فصلی جز پاییز عرضه نمی کند حال آدم را خیلی خوب می کند خیلی زیاد.

انصافا کار خدا حرف ندارد!  من نمی دانم این بشر چه اصراری دارد که همه چیز را بریزد بهم؟ شاید همین جاست که شناسایی این موجود دوپا لازم الاجرا می شود آن قدر که خدا شرایطش را فراهم می کند یک روز بشود به نام عرفه که یعنی یک روز بنشین و فکر کن که تو چه هستی و که هستی و خدای تو کیست ؟! 

نامردی است اگر توان پاسخ به این سوال هاباشد و رنگ خدا کمرنگ تر از آن چه که باید روی دیواره دل بنشیند... این رنگ که با همه توان خداییش می نشیند این منم که روی رنگ خدا رنگ های دیگری می زنم. بیچاره دلی که دوست ندارد طیف رنگ داشته باشد !!

حالا رسیده ام به نقطه اول ... به شروع ... به مهر و به پاییز دوست داشتنی که امسال طعم عرفه هم دارد ...

خدایا تو مدد کن، از من آبی گرم نمی شود فقط به رسم آموزگاری ارباب در صفحه دعای بسی جذاب عرفه از ته ترین عمق وجودم می گویم تو را بخاطر همه نعمت هایت سپاس . ممنونم که می دهی و نمی دهی به حکمتت ایمان دارم که سهم دنیای من چقدر باشد تو سهم آخرتم را به اسم ارباب زیاده کن مهربانترین ... 

بی تو هرگز!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۰۱

نظرات  (۳)

با اجازه از جناب استاد:
خانوم شاعر عزیز سلام. جایت خالی، عجب اشاره هوشمندانه ای مرتبط با متن..
تازه این نکته فکری که سالهای قبل روزیتان شد توسط جناب رهگذر و  سهم من هم بود همان سالها، و روزمرگی ها از خاطرم برده بود، توسط خانم معلم بزرگوار دوباره بازدریافت شد این بار بدون حضور ازجنس شماهای آینده ساز،  و روزی مجددشد، الهی شکر نفس جناب رهگذر گرم و نافذ و موثر ان شاالله
جدا جایت خالی
با شنیدن مجددش حس خوب کلاس آن سالها و این حرفها نصیبم شد و لبخند بر روحم نشست.
عرفه هر دو بزرگوار پر از شکر و معرفت و شناخت

عیدتان مبارک
جدا تبارک الله که تصویر روبروی چشممان در این فصل،عکاس بی نظیری دارد و سوژه ها را با سمفونی زیبایی کنار هم می چنید...دمش گرم:)

پاسخ:
اول و وسط و آخر ، خودشه !

گفتید:
خدا در طول سال ایستگاه های سوخت گیری برای روح آدم قرار می دهد...
عرفه یکی از آنهاست که باید درست مثل شب قدر قدرش را دانست..

سه سال قبل؛
سرکلاس، روزِ عرفه.

دعایمان کنید...

پاسخ:
همیشه میگم و بهش ایمان دارم 
باک روحت پر هم کلاسی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی